صادق آئينه وند

216

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

مىدهند . آنان ، شمشير را به گرومىگذارند و لباس تنشان را براى گذران معيشت مىفروشند . با چشمانى حسرت‌بار ، به فىءشان مىنگرند و با تنى رنجور و ناتوان با سختىهاى روزگار مىستيزند . گناهى جز اين ندارند كه نيايشان ، پيامبر ( ص ) و پدرشان ، وصىّ ( ع ) ( على ) و مادرشان ، فاطمه ( ع ) و مادربزرگشان ، خديجه كبرى است . برخوردار از ايمان‌اند و راهنمايشان قرآن است . ولى حقوق آنان به جيب خدمتكاران و هرزگان دلقك و عشوه‌بازان و آوازه‌خوانان ، فرومىريخت و خمسشان به مصرف تهيه‌ى مجسمه‌هاى خروسكان و بوزينگان نمايش و كوسه و زن كوسه‌ى مسخره و شتران مسابقه مىرسيد ! چه بگويم از گروهى كه درندگان وحشى و سگان درنده را به جان زنان مسلمان و بندگان خداوند انداختند . تربت پاك حسين - بر او درود خدا باد - را با خويش شخم زدند . و زائران حرم پاكش را به شهرهاى دور ، تبعيد كردند . چه‌گونه توصيف كنم از قومى كه خود حاصل نطفه‌هاى مستان در رحم زنان رامشگراند . چه مىتوان گفت درباره‌ى خانواده‌اى كه از ميانشان ، روسپى و مردان مخنّث برخاست و لواط و انحراف جنسى را به آنان مىشناسند . ابراهيم بن مهدى 150 آوازخوان ، متوكّل عضوا زن‌صفت و معتزّ 151 مخنّث بود ! فرزند زبيده ( امين ) 152 كم‌خرد و كين‌توز بود . مأمون برادرش را بكشت و منتصر 153 پدرش را . موسى بن مهدى 154 مادرش را سم خورانيد و معتضد 155 عمويش را . معايب بنى اميّه بنى اميّه را ننگ‌ها و عيب‌ها است كه توان گفت و نوشت . معاويه ، قاتل صحابه و تابعين و مادرش ، خورنده‌ى جگرهاى شهيدان پاك اسلام بود . پسرش ، يزيد ميمون‌باز و يوزپلنگ‌نواز ، ويرانگر خانه‌ى خدا و غارتگر مدينه‌ى پيامبر ( ص ) و كشتارگر عترت نبوى و مسئوول واقعه‌ى حرّه 156 است . پيامبر گرامى ، پدر مروان ( حكم ) 157 را - چلپاسه‌ى پسر چلپاسه - به هنگامىكه مروان در صلب پدرش بود ، لعن فرمود و لعنت الهى او ( مروان ) را نيز فراگرفت . عبد الملك مروان به جنايتى دست زد كه چهره‌ى زمين را از ستم بپوشاند و فراگرفت . و آن كار ، حاكم كردن حجّاج بن يوسف ثقفى بر مردم بود . كسىكه